اد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود
شب من موی تو و روز خوشم روی تو بود
نور چون چشم ز پیشانی من میبارید
تا مرا قبله طاعت خم ابروی تو بود
دل یوسف هوس حلقه زنجیر تو داشت
صائب آن روز که در سلسله موی تو بود
صائب تبریزی
اد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود
شب من موی تو و روز خوشم روی تو بود
نور چون چشم ز پیشانی من میبارید
تا مرا قبله طاعت خم ابروی تو بود
دل یوسف هوس حلقه زنجیر تو داشت
صائب آن روز که در سلسله موی تو بود
صائب تبریزی
این روزها بحثی در میان است به نام روز شریف آباد که بعضی از اهالی سابق و کنونی این محل می خواهند با برگزاری همایش روز شریف آباد از تعدادی از ساکنین این محله تقدیر و برنامه ای به عنوان جشن برای مردم شهر برگزار کنند.
اما در این میان سوالات بسیاری پیش روی صاحبان فکر ، قلم و نظر می باشد که چرا ساکنین این محله همچون تصمیمی گرفتند .
می شود این تصمیم را در ابعاد مختلف مورد کنکاش قرار داد.
از اولین گمانه های این تصمیم می توان به حرکت اعتراضی بخش کوچک،متمول و جویای قدرت ساکن در این محله به مسئولین ارشد شهر نام برد که با برگزاری همایش به نوعی استقلال خود را از مسئولین برای رسیدگی به یک محله نشان دهند.
گمانه دوم به رخ کشیدن پول خود به به مسئولین و دیگر مردم شهر است که می توان با پول ، بدون نیاز به مصوبه ، تشکل و کل شهر یک روز ابداع و مراسم برگزار گردد.
گمانه اصلی تبلیغات زود هنگام انتخابات است که در همین جلسات دو نفر از این محله برای انتخابات شورای شهر اعلام آمادگی کردند و قطعا برگزاری همایش و نام خود را بر سر زبان مردم انداختن می تواند کمکی به آنان بکند تا آنجا که مقرر شده است لیستی به نام لیست شریف آباد در انتخابات مطرح نمایند.
اما اعتراض ما به چیست؟
اعتراض جمعی از دوستان معطوف به چند مقوله می باشد:
برای تجلیل از بزرگان یک شهر نیاز به محله گرایی نمی باشد و می توان در قالب صنعت گر نمونه، روحانی نمونه، کار آفرین نمونه، و... همایشی برگزار کرد که در آن به جای زوم کردن روی افراد یک محله تمام افراد شهر را دخیل کرد مگر یک محله تافته جدا بافته از یک شهر است؟
اعتراض دیگر به تصمیمات سر خود است اینکه عده ای دور هم جمع شوند که دارای هیچ گونه مسئولیتی در حوزه شهر نیستند و برای مطرح کردن نام خود و محله که اکثرا در آن ساکن هم نیستند روز بسازند مگر ارزش افراد به قومیت و محله آن است مگر مدعوی که می خواهند از امریکا به ایران بیاورند به خاطر محله خاص یا شهر خاص به پیشرفت رسیده است یا حتی کسی که صنعت گر یا کارآفرین نمونه شده محله نقش اصلی را داشته است؟
دوستانی مطرح می نمایند که مسئولین شهر با شریف آباد عناد دارند و به این محله رسیدگی نمی کنند این گونه مسائل قطعا باید از سوی مسئولین پاسخ داده شود که چه گامی برای دیگر محلات برداشتند که مردمان این محله از آن محروم شده اند و اگر واقعا کوتاهی بوده جبران شود واگر نبوده پاسخ به افکار عمومی محل داده شود.
در فضای مجازی کسانی که همیشه در بحث توهین و انتقاد به نماینده و فرماندارو... شهرمان از آزادی بیان دفاع می کردند به جای پاسخ به توهین و برچسب زدن و ... روی آوردن در حالی که جواب قلم را باید با قلم داد و خود نشان دادند حمایت آنان از آزادی قلم و بیان دروغی بیش نبوده و نیست.
مگر کسی با مردمان محله شریف شریف آباد که اکثرا از قشر زحمتکش هستند دشمنی دارد مگر بحث اردکانی و میبدی بودن از همین تفکرات شروع نشده در زمانی که مرزها همه انسانی می شود چرا باید بحث محله گرایی به وجود بیاید مگر خدمت به انسان ها به محله است مگر انسانیت به محله است مگر خوب بودن به ساکن و متولد بودن محله خاصی است ما همه خواهان سربلندی و سرافرازی وجب به وجب ایران اسلامی هستیم این نظام برای همه ملت سربلندی و خوشبختی می خواهد تلاش ما باید در جهت رفع مشکلات تک تک افرادی باشد که در نزدیک ما چه در محله و چه در شهر و چه در دیگر نقاطی است که ما می توانیم دستی را بگیریم.
و کلام اخر ما این است که اردکان برای همه و همه برای اردکان هستند مشکلات شهر را باید با تدبیر و همدلی و همزبانی حل کرد نه با پر رنگ کردن مرزهای جغرافیایی و به رخ کشیدن نام محله
امیدواریم دوستان قدمی بر دارند که باعث وحدت و مهربانی بیشتر شود.
به خودم خوش آمد می گویم
گاهی انسان انگشت به دهان می ماند که چه بگوید و چه نگوید بخندد و یا گریه کند
می بینی یک نفر مدعی اصلاح طلبی که با رانت سر کار رفته به خاطر کینه شخصی و انتقاد مودبانه به عملکرد استاندار اقدام به پرونده سازی می نماید و بعد هم که همگان مطلع می شوند با مظلوم نمایی رفتار خود را به طور کلی انکار می کند.
ای کاش اخلاق اجازه می داد تا مدارکش را منتشر کنم.
البته از این غضنفرها در طیف اصلاحات کم نیستند.
این وقایع را یادتان است:
1- تخریب سازه جایگاه سوخت CNG در حال احداث در کمربندی شهرستان اردکان
این اتفاقات در دوران فردی در شهرستان میبد افتاد که الان دیگر میزی برایش نمانده و این میز به فردی لایق در میبد رسید که می تواند وحدت مسئولین این دو شهرستان را بیشتر و در روند توسعه شهرستان میبد تلاشی مضاعف کند.
حسین فلاح از مدیران لایق درشهرستان میبد است که همراهی مسئولین اردکان برای پیشرفت میبد را هم در کارنامه خود به ثبت خواهد رساند.
این روزها؛شنیدن فریادها درانتقاد از عملکرد
شهردار وشورای شهر از مخالفین اصلاحات که بیستربه انتقام است تا انتقاد برای من و
بسیاری دیگر از همفکرانم موضوعی عادی است زیرا انسان شکست خورده به دنبال راهی می
گردد تا حس شکست خوردگی خود را جبران کند..
اما تعجب من از دوستانم است که به نظر در خواب هستند و
ازشهردار وشورای شهری که هنوز چندماهی بیش نیست کلید دار شهر شده اندتوقع معجزه
دارند؟
آیا هنگامی که شما از یک نهال انتظار میوه دادن دارید؛ مورد
خنده دهقانان قرارنمی گیریدکه نهال تا درخت نگردد میوه نخواهد داد؟ آیا واقعا زمان
انتقاد به شهرداروشورای شهر فرا رسیده است.
چرا اجازه نمی دهید تا این مجموعه در آرامش به برنامه
ریزی و انجام امور بپردازد چرا نگاه به ساعتتان نمی کنید تا بفهمید هنوز
زمان انتقاد فرا نرسیده است.
وظیفه ما به عنوان رسانه و جوانان اصلاح طلب چیست؟ نشستن بر
صندلی و دیدن هجوم تیرهای آلوده به کینه های شخصی یا حمایت از شورای شهر و
شهردار که با رای اصلاح طلبان کلیددارشدند
.
من خودم بارها به شهرداری اردکان مراجعه و از نزدیک
مشاهده نمودم وقتی مردم مشکلات خود را مطرح می کنند کارمندان آن مجموعه سعی
و کوشش خود را در جهت جلب رضایت همشهریان عزیز انجام می دهند و هیچ کس از روی عمد
چوب لای چرخ مردم نمی گذارد.
امید داریم شهردار اردکان نیز با برنامه ریزی مناسب، استفاده
ازتجربیات کارشناسان مجرب و همفکری با جوانان صاحب ذوق و خلاق درجهت پیشرفت اردکان
و اطلاع رسانی از این اقدامات گام بر دارد
ما به عنوان جوانان اصلاح طلب حمایت خود را
ازشهردار و شورای شهر اعلام می کنیم و قرارنبوده رسانه های اصلاح طلب محلی برای
حمله به نهادهایی که نام اصلاحات را برخود یدک می کشند باشد
تفاوت است بین من شهرداربودن در نوشته تا من
شهرداربودن درعمل...

از سوی استاندار محترم استان، آقای بمان علی روستائی به عنوان دبیر شورای هماهنگی موادمخدراستان معرفی گردیدند.
شایان ذکراست آقای روستایی به عنوان فرماندارجدید اردکان از سوی شورای معاونین استاندار انتخاب که ایشان باتوجه به تجربه دردبیری موادمخدر وتمایل به خدمت دراین شورا،ازسوی استانداربه این سمت معرفی شدند.
اینجانب از سوی جوانان اصلاح طلب اردکان این انتصاب را به ایشان تبریک می گویم.
نفرین برجنگ
نفرین بر ظلم
نفرین بر خشونت
نفرین بر افراطیون
نفرین بر آدم کشها
دیشب به علت مانع تراشی رئیس صدا و سیما در انتخاب مجریان توسط رئیس جمهور،گفتگوی تلویزیونی ایشان با دوساعت تاخیر شروع گردید؛ امیدواریم آقای ضرغامی کمی به رفتارهایش فکر کند چون عافبت به خیرنخواهدشد.
دراین گفتگو آن چه نمود داشت کلیات سخنان رئیس جمهور بود که در آن از بیان آن چه باعث تنش درکشورمی شودخودداری نمودند و برعکس گروههای که نفس کشیدنشان در تنش و نا آرامی کشوراست ایشان به درستی فهمیدند کشور فقط در آرامش پیشرفت می کنند.
اماموضوعی که ما را سربلند کرد این بود که بعد از سالها دیدیم بلند پایه ترین مقام اجرائی کشور بدون گفتن سخنان بی سروته بدون تکذیب کردن موضوع راستی، از روند اعطای سبد کالا از مردم معذرت خواهی کرد.
شهامت معذرت خواهی از روندی که باعث گلایه مردم شده فقط از سوی افرادی انجام می پذیرد که دل هایشان برای خداوند پاک می باشد.
امیدواریم این روحیه در دیگر دولتمردان هم نهادینه گردد.
حمایت ما از دولت تدبیرو امید سبب این نمی شود تا اشتباهات دولت را متذکر نشویم.فرق ما با مخالفین گفتمان اصلاح طلبی درهمین است که ما هرجا اشتباه ی را رصد کنیم آن راصریحا اعلام می کنیم هرچندمی دانیم که مخالفین دولت قند در دل شان آب می شود.
نکته جالب دراین گونه انتقادات دراین است هر وقت ما از هم فکرهای خود انتقاد می کنیم دوستانمان با ادب و احترام جواب انتقاد را می دهند اما هر وقت از مخالفین فکری مان انتقاد می کنیم به جز یک یا دو نفر، سیل فحاشی و توهین روانه مامی شود و البته این هم بیشتربه خاطر تربیت خانوادگی آنهاست وماهرگز ازاین سخنان آزرده نمی شویم به هرصورت این افراد عالم را محضر خدا نمی دانند.
برویم سر اصل مطلب:دیشب در خبرها خواندم که آقای روحانی رئیس جمهور عزیز کشورمان منتقدان توافق نامه ژنو را کم سواد خواندند.اما سخن من با آقای روحانی این است که مخالف ، مخالف است و باید حرفش را بزند و وظیفه دولت هم جواب به انتقادات بر اساس مستندات و مدارک می باشد زیر سوال بردن شخصیت مخالفین از سوی این دولت که خود را حامی گفتمان اصلاح طلبی می داند شیوه صحیحی نیست.
هنوز یادمان نرفته که مخالفین اصلاح طلبان،حامیان این گفتمان راخس وخاشاک،بزغاله و...نامیدند اما ما گفتمانمان فرق دارد آن چه ما به آن رای دادیم همان شعار زنده باد مخالف من است.
مخالف باید حرف بزند، ماخوب می دانیم وقتی ما انتقاد کردیم چه هزینه هایی دادیم و خوب می دانیم گروه مقابل ما وقتی انتقاد می کند بهش گل و شیرینی هم می دهند اما ما این گل و شیرینی را نمی خواهیم ما می خواهیم رئیس جمهور کشورمان همچون آقای سیدمحمد خاتمی باشد.؛ مردی که ادبش ،بی ادبان را شرمسار کرده؛مردی که مخالفینش هرگز جمله نشنیده اند که حاکی از کوچک شمردن منتقد ومخالف باشد.
آقای روحانی، آن که باید بداند توافق نامه ژنو چه دست آورد بزرگی است می داند،مخالفینی هم که درمجلس دارید قطعا در انتخابات بعدی جایی دراین مجلس نخواهند داشت پس بگذار مخالفینت فریاد بزنند گلوهای خود را پاره کنند مخالف حق دارد نظرش را بگوید مخالف حق انتقاد دارد،مخالف باید نفس بکشد تا ایران نفس بکشد.
ایران زنده است به گفتگوی مخالفین و موافقین
این روزها بزرگترین منتقدان طرح " سبد کالا" حامیان دولت تدبیر وامید هستند،اما این نقد نه درجهت تخریب و از روی کینه بلکه درجهت اصلاح روند امور و چاره اندیشی برای کمک به اقشار آسیب پذیر در آینده دور ونزدیک می باشد.
یکی از مهمترین انتقادهای ما به دولت سابق راه افتادن مردم پشت سر خودروی رئیس دولت و پخش پول و سیب زمینی و... بود و این انتقادها هم اکنون بر دولت جدیدهم وارد است با اینکه فرق است بین تعطیل کردن مدارس وادارات برای استقبال از رئیس جمهور تا استقبالی که خود مردم از صمیم قلب درآن حضور می یابند.
نقد ما به طراحان سبد کالا به یک جمله ختم می شود :فرقی نیست بین پخش گونی سیب زمینی یا اختصاص سبد کالا ؛رفتارهای پوپولیستی جهت نشان دادن حمایت دولت از مردم در افکارما جایگاهی ندارد.
هجوم مردم به فروشگاهها جهت دریافت کالا دراین سالها کاملا قابل پیش بینی بود و طراحان اختصاص سبد کالا با این شیوه باعث نارضایتی بسیاری از مردم شدند و باید دولت نسبت به اخراج و پاک سازی بدنه دولت ازاین افراد اقدام نماید.
تلاش بسیاری از جوانان در روی کار آمدن دولت روحانی به جهت حذف رفتارهای گذشته بود و توقع ما از دولت این است تا سیاست ها و رفتارهای عوام گرایانه را از خود دور و نسبت به اجرای طرح های حمایتی با تفکر وتعقل برای اقشار آسیب پذیر اقدام نماید.
خوشبختانه رفتارهای کلید داران روحانی توانسته رضایت نسبی ما جوانان اصلاح طلب را کسب نمایداما اجرای طرح های غیر کارشناسی که باعث نارضایتی می شود ضمن اینکه صدای مخالفین را رساتر می کند باعث کند شدن روند اصلاح اموری می شود که این دولت از دولت گذشته به ارث برده است.
و این نکته هم قابل ذکراست که همه مشکلات به خاطر رفتار و تصمیمات دولت نیست بلکه بسیاری از رفتارهایی که مردم دراین مواقع و در صف ها جهت دریافت کالا و... از خود نشان می دهند باید در تربیت خانوادگی اصلاح گردد.
در خبرها خواندم آقای محمدصالح جوکار(اینجا) نماینده مردم یزد وصدوق درمجلس،از مسئولین قضائی و دولتی شهرستان اردکان انتقاد کردند . دستگیری کارگران چادرملو و حق و ناحق بودن آن خود یک موضوع جداست اما موضوعی که تعجب من را برانگیخت این بودکه آیا درشهر یزد همه چی گل و بلبل است هیچ مشکلی نیست هیچ بازداشتی نیست که ایشان یادشان به حوزه انتخابیه شهرستان اردکان افتاده است.
قطعا این اظهار نظر نشان می دهد که آقای جوکارتمامی مشکلات شهریزد را حل کردند و فقط مونده مشکل مردم اردکان وچادرملو.
جهت اطلاع آقای جوکاربگویم که دستگاه قضائی مستقل است و اگرشما خیلی دلتان برای کارگرها می سوزد درمجلس قانونی تصویب کنید که کارگرها وضع معیشتی شان بهترشود و اردکان هم خودش مسئول داره و آقای تابش نسبت به پیگیری موضوع ورایزنی بامقامات قضائی،دولتی ونماینده کارگران برای حل این مشکل اقدام که درنتیجه دیشب این رایزنی ها با دلسوزی مسئولین قضائی شهرستان ،شخص دادستان و مسئولین دولتی ختم به خیرشد.
امیدواریم آقای جوکارحتما یه سربه کارخانجات شهریزد بزند و ازحقوق کارگران یزدی نهایت دفاع را بنماید ومطالبات آنان رابه طورکامل پیگیری نماید.