شاید قاطع ترین جواب به اقلیتی که در همه مراسمهاو رفتارهای خودسرانه   از نصب بیلبوردهای ضدآمریکایی تا تردید درمحبوب بودن خاتمی و...خود را نماینده کل مردم می دانندبرگزاری نظر سنجی با نظارت یا یک رفراندوم درقالب تایید افکار اصولگرایان یا اصلاح طلبان است یا معلوم شود چقدر مردم با آنان هم نظرهستند.

نمایندگانی که دربعضی حوزه های چندمیلیونی حتی نتوانستند یک میلیون رای را در سبد آرای خود جمع کنند الان شده اند صدای مردم.

اما این مردم چه کسانی هستند؟ این مردم همان مردمی هستند که 20میلیون رای به آقای خاتمی دادند و درجواب این همه بحران که توسط نهادها وافراد خاص برای خاتمی پیش آوردند برای بار دوم 22 میلیون رای بهش دادند آن هم رای قاطعی که می شد خوشحالی از آن رابه وضوح درچشم مردم دید.

و یا نمونه بعدی را درهمین انتخابات دیدیم که چگونه رسانه ای که بیشتر رسانه جبهه پایداری است تا رسانه ملی با این همه تبلیغات جهت داربرای یک کاندیدای خاص و مصاحبه با مردمی که همگی رای به گفتمان جلیلی می دادند نه بزرگ ازمردم دریافت کرد نه به این جریان یک سویه نه به افراطیون

افراطیون جایگاهی در مردم ندارندوبه همین علت خود را سخنگوی مردم می نامند و صدای این افراطیون بلند است به چنددلیل منجمله استفاده ابزاری ازباورهای مردمی که نمونه آن را اخیرادرهتاکی دوتن از مداحان دیدیم و یا حمایت ظاهری از ارکان نظام.

این برای ما مسجل است که با تغییر بافت جمعیتی و گذر زمان و رشد آگاهی مردم،روزی همین افراطیون نه تنها ساکت بلکه در دادگاه جوابگوی رفتارهای خود خواهند بود اما ما به این افراطیون که اقلیتی محض هستند هشدارمی دهیم منافع مردم وحقوق شهروندی آنان خط قرمز ما خواهدبودو رای ما به این دولت نه برای اعتدال بلکه برای دفاع از حقوق احادملت  ایران بود.